|
سلام به همه دوستای عزیزم بابت نبودم ازتون معذرت می خوام آخه امتحان داشتم حالا با یه دلنوشته منتظر نظرات گرمتون هستم تقدیر آوای باد انگار آوای خشکسالیست بگذار تا بگویم تقدیر لاابالیست وقتی که مرگ انسان مانند سنگ باشد دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالست باید که عشق ورزید باید که مهربان بود زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست نان و درد یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ما دوره گرد داد می زد کهنه قالی می خریم دسته دوم جنس عالی می خریم کاسه و ظرف سفالی می خریم گر نداری کوزه خالی می خریم اشک در چشمان بابا حلقه زد عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است ، نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت: آفا سفره خالی می خرید ؟
تمام دنیای من چشمان زیبای توست و چقدر زیبایند واژه های خاطره ، رویا و خیال ، که سهم منند از زندگی . با خاطره در گذشته زندگی می کنم . با رویاهایم به آینده پرواز می کنم. و خیال بهانه منست برای از تو سرودن ...
|
About![]()
تقدیم به یگانه شب های تنهاییم Archivesبهمن 1387آبان 1387 Links
ساحل نشین اشک
نئو پرشیا آموزش |